X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

نمی دانم از کجا باید بنویسم ، از تجربه های دوران دانشجویی یا تجربه های دورانی که بصورت پروژه ای کار می کردیم یا دوران کارمندی

بدلیل اینکه تمام مراحل از کار خصوصی تا کار کارمندی را گذرانده ام ، و از دردهای هر مرحله به خوبی آشنا هستم.

زمانی که به همراه دوستان خودم تصمیم گرفتیم برای خودمان شرکتی درست کنیم و کسب و کاری راه بندازیم .7 سال پیش بود ، 2 سال وقت گذاشتیم و زحمات زیادی کشیدیم ، توفیقات کمی حاصل شد اما بد نبود .

تا اینکه به دلیل برخی مشکلات بنده از ان کار خارج شدم . راستش کارهای شراکتی ، دردسرهای خاصی دارد که باید خیلی به آنها توجه کنید . اگر قرار است کاری شراکتی راه بندازید بهتر است ، قبل از هر چیزی به روابط عمومی و روابط انسانی توجه کنید ، فراموش نکنید که ممکن است کارهای شراکتی باعث کدورتهایی میان دوستان شود ، در هر حال بنده بعد از خروج از آن کارهای شراکتی ، یک پروژه گرفتم و به تنهایی انجام دادم ، یکسالی گرفتارش بودم و بعد از آن برخلاف میل باطنی وارد دنیای کارمندی و حقوق بگیری شدم

تصمیم گرفتم از تمام مراحل شرکت ، پروژه و دنیای کارمندی برخی از تجربیات را بنویسم ،البته نمی خواهم تجربیات موفق بنویسم ، بلکه از تجربیات شکست خورده خواهم نوشت برای آنکه دیگر دوستان پند وعبرت بگیرند و اشتباه هات ما را تکرار نکنند .

تجربه اول (تاسیس شرکت)

دلایل شکست کار

1-نداشتن هدف و برنامه : ما شرکتی راه اندازی کردیم که هدفش تولید سیستمهای مالی بود اما مشکل ما این بود که کدام سیستم وبا چه وسعتی ،و در کدام شاخه وارد شویم .آیا نرم افزار سفارشی بنویسیم یا نرم افزار پکیج . برنامه کاری ما چگونه است ؟ چقدر زمان لازم است .

 

2-نداشتن سرمایه کافی : به نظر من قبل از وارد شدن به هر کاری حساب خیلی از هزینه ها آشکار و پنهان را بکنید و برای آنها راه حلهای احتمالی در نظر بگیرید . همیشه میزان خطا در نظر بگیرید ، چون در وسط کار ممکن است هزینه های زیادی برای شما پیش بیاید که اصلا حسابش را نکردید

 

3-تقسیم کار نکردیم : تلاش کنید که به صورت گروهی منسجم و با مسولیت کار کنید . در یک گروه همه باید تلاش کنند ، نه اینکه افرادی زحمت می کشن و دیگران تماشا . این آفت گروه است . همه باید تلاش کنند به یک اندازه زحمت بکشند

 

4-فنی فکر کردن :

یکی از آفتهای شرکتهای نرم افزاری فنی فکر کردن است . در حالی که لازمه شرکت داری . تجاری و مالی فکر کردن است . متاسفانه مشکل ما این بود که می خواستیم بهترین و کاملترین نرم افزار را بنویسیم بدون توجه به عامل زمان و هزینه هایی که بر ما تحمیل می شد . فقط فنی فکر کردیم .که نرم افزار ما حتما باید بهترین باشد .مثل اینکه مایکرسافت از همان اول بخواهد ویندوز 7 بنویسد . خب مسلما این شرکت شکست می خورد . برای خودتان اهداف کوتاه مدت و میان مدت و بلند مدت در نظر بگیرید .

حتما پروژه های نرم افزاری را به چند مرحله تقسیم کنید که هر مرحله که پایان می یابد . باید وارد فاز فروش شود و مرحله بعدی آغاز می شود نه اینکه از ابتدا بخواهید کاملترین نرم افزار را بنویسید . چنین کاری ممکن نیست .

 

5-بهترین و جدیدترین زبانها را خواستیم : هر چقدر یاد بگیرید باز هم دنیای نرم افزار پیشرفت می کند .شما باید برای ارتقای نرم افزارهای خودتان به پلت فرمهای جدید ، همیشه استراتژی انعطاف پذیر داشته باشید و حتما حساب هزینه را در نظر بگیرید . باید تلاش کنید که ارتقا با کمترین هزینه باشد .

 

6-پشتیبانی را جدی نگرفتن : ما پشتیانی را جدی نگرفتیم . نرم افزارهای ما باگ داشت . استاندارد و روشی صحیح برای برطرف کردن باگها نداشتیم . حتما و حتما سعی کنید برای پشتیبانی روشی صحیح داشته باشید . برای تست نرم افزار هم استانداردها را رعایت کنید و قبل از نوشتن نرم افزار به فکر تست کردن آن باشید

 

7-استراتژی فروش نداریم : برای فروش خودتان ، تبلیغات و بازاریابی حتما روش صحیح داشته باشید . شما نمی توانید هم برنامه نویسی کنید هم پشتیبانی و هم بازاریابی . جمع کردن این کارها با هم سخته ، حتما افراد را از نظر فنی و کاری و بازاریابی تفکیک کنید .

8- خروج شریک درد سر ساز شد : حتما به این فکر باشید که شما یا یکی از شرکا ممکن است از کار خارج شود . برای اینکار راهکاری مدون و مستند داشته باشید .

 

9-مکان شرکت جابجا شد : شاید شما مجبور باشید جایی را برای شرکت اجاره کنید . فراموش نکنید که اگر جای شرکت شما عوض شد . خیلی چیزها به هم می خوره ، مشتری شما را با همان جای قبلی می شناسه . باید تلاش کنید که در جابجاییها تا جایی که ممکن است شماره تلفنها را عوض نکنید تا مشتریان شما را گم نکنند چون در این حالت اگر جابجا شدید و مشتری شما را گم کرد به اعتبار شما لطمه زیادی وارد می شود .

 

10-اسرار شرکت را نگه نداشتیم : اسرار شرکت باید فقط در شرکت باشد . نباید مشتریان کوچکترین بویی از اسرار شرکت چه خوب و چه بد داشته باشند . افراد شرکت بای با مشتریان به گونه ای برخورد کنند که مشتری حتی در مواقع بحرانی هم نباید از بحران شرکت با خبر شود .

 

نوشتن دلایل شکست تلخ است . معمولا افراد از تجربه های موفق می نویسند . اما من تلاش دارم در سلسله نوشته هایی از تجربه های شکست خورده خودم بنویسم . تا راهنمایی برای دیگران باشد . هدف یاس و نا امیدی نیست . بلکه هدف راهنمایی و کمک کردن به دیگران برای انتخاب بهتر است .

امیدوارم هر کس این نوشته ها را بخواند مورد استفاده واقع شود . البته این نوشته ها را ادامه خواهم داد و سر فرصت از تجربه های موفق هم خواهم نوشت .